خاطره ها

سايه شو رو سر اين هميشه عاشق

بی تو خاليه تمام اين دقايق

من به جز خاطره هام چيزی  ندارم

بی تو هر لحظه ،هميشه بی قرارم

بی تو اين گلايه ها چه  بيشماره

شب و روز برای من فرقی نداره

زندگی رو با تو،عشق تو ميخوام

تو نباشی بی تومن هميشه تنهام

تمام قصه هامو از تودارم

بهترين خاطره هامو از تو دارم

توی اين شبای خالی از ستاره

آخرين ترانه هامو ازتو دارم

 

از طرف عســـــــل

چه خوش روزي بود روز جدايي
اگر با وي نباشـد بي وفايي
اگـــر چـه تــلخ باشـد فرقـــت يار
در او شيرين بود اميد ديدار
خوش است اندوه تنهايي کشــيدن
اگر باشد امـيـد بـاز ديــــدن
چه باشد گر خورم صد سال تيمار
چو بينم دوست را يک روز ديدار
اگر يک روز با دلبر خوري نوش
کني تيمار صد ساله فراموش
نه اي دل تو کمي از باغباني
نه مهر تو کم است از گلستاني
نبيني باغبان چون گل بکارد
چه مايه غم خورد تا گل برآرد
به روز و شب بود بي خورد و بي خواب
گهي پيرايد او را گه دهد آب
گهي از بهر او خوابش رميده
گهي از خار او دستش خليده
به اميد آن همه تيمار بيند
که تا روزي بر او گل بار بيند
نبيني آن که دارد بلبلي را
که از بانگش طرب خيزد دلي را
دهد او را شب وروز دانه
کند او را زعود و ساج خانه
بدو باشد هميشه خرم و کش
بر آن اميد که بانگي کند خوش
هميشه تا بر آيد ماه و خورشيد
مرا باشد به وصل يار اميد

ميروم خسته و افسرده و زار                    سوي منزلگه ويرانه خويش
به خدا ميبرم از شهر شما                       دل شوريده و ديوانه خويش
ميبرم تا که در ان نقطه دور                      شستشويش دهم از رنگ گناه
شستشويش دهم از لکه عشق               زين همه خواهش بي جا و تباه
ميبرم تا ز تو دورش سازم                         زتو اي جلوه ي اميد محال
ميبرم زنده به گورش سازم                        تا از اين پس نکند ياد وصال
ناله ميلرزد ميرقصد اشک                          اه بگذار که بگريزم من
از تو اي چشمه ي جوشان وفا                   شايد ان به که بپرهيزم من
به خدا غنچه ي شادي بودم                       دست عشق امد و از شاخم چيد
شعله ي اه شدم صد افسوس                   که لبم باز بر ان لب نرسيد
عاقبت بند سفر پايم بست                         ميروم خنده به لب خونين دل
ميروم از دل من دست بدار                         اي اميد عبس بي حاصل

شنيدم


شنيدم با يكي ديگه هستي

به جا من، دل به غريبه بستي

شنيدم هرجا ميره باهاشي

 ميميره اگه يه روز نباشي

شنيدم از عشق من رونده شدي

دوباره اون كه، كم آورده تويي

شنيدم عكسش تو قاب خونته

هرجا ميره، هرجا ميره بهونته

پس دل من چي ،چرا گذاشت ورفت

اي دل غافل اونم گذاشت و رفت

 

 

شبهای رفتن تو

شبهای  رفتن تو , شبهای  بی ستارست

ببین که خاطراتم, بی تو چه  پاره  پارست

با هر نفس توی  سینه,  بغض  تو توی گلومه

با هرکی  هر جا باشم , عکس تو   روبرومه

آخ  که چقدر  تنگه دلم  برای  اون شبا

کاشکی اون عشق , بشینه  دوباره توی دلامون

چی میشه برگردی بازم  به اون  شبای  گذشته

هوای  پاییزی   چرا تو عشق ما نشسته

 

سپردی عهدمونو   به دست باد و بارون

منو زدی  به طوفان  خودت گرفتی  آروم

قهر تو رامو بسته  غم دلمو  شکسته

توی این صدای خسته,  یاد  تو پینه  بسته

 

غروبه  , باز  دوباره  شب توی  انتظاره

ابر توی   نگام نشسته   خیال گریه داره

اسم تو فریادمه , درد توی  صدام  ترانه ست

خندهْ  آيينه تلخو  بی تو پر از بهانه ست

 

آخ  که چقدر  تنگه دلم  برای  اون شبا

کاشکی اون عشق , بشینه  دوباره توی دلامون

چی میشه برگردی بازم  به اون  شبای  گذشته

هوای  پاییزی   چرا تو عشق ما نشسته

شبهای  رفتن تو , شبهای  بی ستارست

ببین که خاطراتم, بی تو چه  پاره  پارست

 

 

 

 

 

حز تو هوایی به سرم نیست

ای آنکه بجـز تو هوایی به سرم نیست

کسی در نظرم  نیست

جز یادِ عـزیرت ، کسی هم سفرم نیست

مرا یار دگر نیست

قدر تو و احساس تورو کسی نفهمیـد

دلت از همه  رنجیـد

از عالـم و آدم همه جا رنگ  ریایی

دلت از همه رنجیـد

من مثل تو از دست همه رنج  کشیدم

بجز غصه  ندیـدم

یک جرعه  وفا از لب دریا   طلبیدم

لب  تشنه دویدم

 

ای تو نایاب  گوهر ناب

ناز مخمل ترنه   خاک

ای تو هم دل , ای تو همـدم

عاقبت عشق از تو گل کرد

عاشقم من عاشق تو

ای تو تنها خوب دنیا

با تو دارم گفتنی ها

 

ای وفادار نازنین یار

ای نشسته بر دلت خاک

ای بریده از من و ما

از گذشته مانـده تنـها

عاشـقم من عاشق تو

ای تو تنـها خوب دنیـا

عشق من منو صدا کن

عشـق من منو صدا کن

منو از خودم رهـا کن

تو اجاق مرده  دل  آتشی تازه بپـا کن

تو منو از نو بنا کن

عشـق من منو صدا کن

قصمو بی انتها کن

روبروت  آیینه بگذار

ابدیـیتی  بنا کن

عشق من منو صدا کن

 

فصه نگفته ام  من

تو بیا روایـتم کن

عشق من مرمتـم کن

از عـذابم  راحتم کن

ای صدای تو نهایت

راهی نهایتم کن

عشق من منو صدا کن

تو منو از نو بنا کن

رهسپار قصها  کن

 

تو به خاکستر نگاه کن

آتشی تازه بپا کن

ای بهارم , انتظارم

من زمین بی  بهارم

شوره زار  انتظارم

چهره   شکسته دارم

روح و جسم خسته دارم

به در ویـرانه  دل

بغض قفل بسته دارم

عشق من منو صدا کن

 

بیبی گـل

بگو که گـل نفرستد  کسی به خانه من

که عطر یاد تو پر کرده آشیانه من

تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی

بجای ماه , تو  پرتو  فشان به خانه من

به شوق روی تو من  زنده ام  خدا داند

برای زیستن اینک  تويی  بهانه من

 

صدام ای صداقت پـیشه بیـبی گـل عتیقـه

تمام دلخـوشیم اینه که دل با تو رفیقه

صدام کن ای هوای تازه ای عطر رونده

هوا پر شه پر از پرهای رنگی پرنده

 

بزن بارون بزن خیسم کن آبم کن ترم کن

کمک کن تا ز بارون , من غریبم پرپرم کن

بزن آتیش به جونم شعله کن خاکسترم کن

بزار سر روی دوشم سایتو تـاج  سرم کن

 

تو عـاشـق پیشه ای   همیشه ای  مهشر به پا کن

منو عاشقـترین  آواره عالـم صدا کن

من از مکتب  سراغ  قبله عشـقو گرفتم

 تو اینجا تا ابد از عشـق مردن ها   بنا کـن

bi2never.blogfa.com

الهی بمیرم

 الهی بمیرم اگه باز ببینم غمی توی چشمات

الهی که باشه, برای دل  من تمومی دردات

الهی بمیرم واسه اون نگاهت, که اینقدر نجیبه

الهی بمیرم واسه اشک چشمات, که خیلی غریبه

بمیرم الهی واسه تو,تو که گریه کردی

تو که لحظه لحظه غمارو  با من سر میکردی

دیگه گریه بس کن بزار واسه من غماتو

بزار من بمیرم که طاقت ندارم ببینم چشماتو

بمیرم الهی...

دوتا چشمام...

دوتا چشمام همه جا دونبال  تو میگرده

با نبودنت دلم با غصه ها  سر کرده

شب و روز در پی تو, من همه جا را گشتم

یکی گفت غصه نخور اون داره برمیگرده

زندگی با عشق تو رنگ دیگه  داشت برام

رفتی و بدون تو تلخ شده روز و شبهام

دل من با هیچ کسی نمیتونست خو  بگیره

شب و روز چشم براهت  مونده نگام

کاش که میشد دوباره باز هم پیدا بکینم

سفره عشقمونو  با همدیگه وا  بکنیم

کاش توی این شهر غریب, صدای آشنا بیاد

دل من هواتو کرده فقطم  تورو  میخواد

 

کسی مثل تو نبود کسی مثل تو نشد

فقط از خدا میخوام که بیایی زود زود

فراموشم نکن

هنوز عاشقترینم   ای تو تنها باور من

بغیر از با تو بودن نیست هوایی در سر من

هنوز عطر تو مانده در فضای خانه من

هنوزم  بیقراره  این  دل  دیوانه  من

فراموشم نکن  توی  تنها دلیل بودن من   بیاد من باش  فراموشم نکن

 

من تشنه محبت  درد آشنای حجله

دلم به این جدای هرگز نکرده  عادت

ناکامی از تولد همزاد  بخت من بود

ندارم از تو شکوه  این  سرنوشت  من بود

فراموشم نکن  توی  تنها دلیل بودن من بیاد من باش  فراموشم نکن

 

بی تو حدیث عشقُ دیگر باور ندارم

جز با تو بودن آرزوی  در سر ندارم

میپیچه عطر خاطره  در خلوت شبهای من

تکرار اسم قشنگت  شده عادت لبهای من

فراموشم نکن  توی  تنها دلیل بودن من بیاد من باش  فراموشم نکن