تو نه آني که غم عاشق زارت باشد

چون شود خاک بر آن خاک گذارت باشد

مدتي هست که حيرانم و تدبيري نيست

عاشق بي سر و سامانم و تدبيري نيست

از غمت سر به گريبانم و تدبيري نيست

خون دل رفته به دامانم و تدبيري نيست

از جفاي تو بدينسانم و تدبيري نيست

چه توان کرد پشيمانم و تدبيري نيست