از سر کوي تو با ديده تر خواهم رفت

چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت

تا نظر مي‌کني از پيش نظر خواهم رفت

از جفاي تو من زار چو رفتم ، رفتم

لطف کن لطف که اين بار چو رفتم ، رفتم

چند در کوي تو با خاک برابر باشم

چند پا مال جفاي تو ستمگر باشم

چند پيش تو ، به قدر از همه کمتر باشم

از تو چند اي بت بدکيش مکدر باشم

مي‌روم تا به سجود بت ديگر باشم

باز اگر سجده کنم پيش تو کافر باشم