غربت

گفته بودند توى اين شهر دلهاى مهربون هست
بـراى گـفتن درد هميشه همزبون هسـت
توى نگاه مردم از عاطفه نشون هست
شنيده بودم اينجا رفيق تا پاى جـون هست
ديدم اى دادبيداد هر آنچه گفته بودند
خيـالى بود و خـوابـى
محبت چون بيابان,رفاقت چون سرابـى
اون قديما,تفاوتها رو ديديم
در اينجا تلخ و شيرين را چشيديم
به شهرى بـى ترهم,دل نبستيم
بـه سوگ خانه,در غربت نشستيم
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۰۳/۱۸ ساعت 14:46 توسط عاشق
|