هیچ کس نیست...
كاشكى يكى بود از دلم خبر داشت
كوه غـمو از رو دلـم برمى داشت
كاش يـكى بود روى دلـتنگــيهام
با عشق خوبش كمى مرهم ميزاشت
هيچكى به فكر من و اين دلم نيست
هيچكى به فكر هل مشكلم نيست
كاشكى يكى بود كه بخاطرمن
بخاطر من, يه قـدم بر مى داشت
درد دلامو پيش كى بخونم
به انتظار كى چشم به در بدوزم
تا كه يه روزى واسه هميشه
غصه ها رو از دلـم بــرونه
آهاى خداى مهربون, آى خالق هفت آسمون
بيا دل شكستمو,به آرزوهاش برسون
تا به اميد تو دلم,نشه دوباره نصف جون
روزاى تاريک منو,به روشنى ها بكشون
خسته شده دلم از اين زمونه
كسى كه نيست قدر منو بدونه
كسى كه نيست تا واسه هميشه
بياد و با دلم بمونه