بیچاره دلم
با دلم گفتم دل پريشونم
يه پارچه دردی نگو نميدونم
گفتم كه ای دل ، ای دل غافل
راه عاشقی ، راه سوختنه
بيراهه نرو كارت باختنه
رفتــو رفــتو بــــاخت
رفــتو رفتــو سوخت
تفلك دلم ،دل برگ گل من
هی باورش بود بازيچه بودم
رفتو رفتو رفت مثل تشنه ها
اما جای آب روی شعله ها
لرزيد و لرزيد ، توقاب سينه
با لرزه ها گفت ،دل كارش اينه
دل اگه دله ،كارش مشكله
اگه نلرزه از خاك وگله
دل كه دل باشه ميسوزه
دل كه دل باشه ميبــازه
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۷/۰۲ ساعت 11:1 توسط عاشق
|
