ملاقات
قسم به عشقمون قســـم
همش برات دل واپســم
قرار نبود اينجوری شه
يهو بشی همه كسم
راستی چی شد؟
چه جوری شد؟
اينجوری عاشقت شدم
شايد ميگم تقصير توست
تا كم شه از جُرم خودم
به ملاقات امدم ببين كه دل سپرده داری
چگونه عمری ازاحساس عشق شدي فراري
نگاهم كن دلم را عاشقانه هديه كردم
تودريا باش و من جويبار عشق و در تو جاری
من از پروانه بودنها
من از ديوانه بودنها
من از بازی يك شعله سوزنده
كه اتش زده بر دامان پروانه
نــمــيــتـرســــــــــــم
من از هيچ بودنها
از عشق نداشتنها
از بي كسی و خلوت انسانها
مــيـــتــرســـــــــــــــم
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۲/۰۷/۱۵ ساعت 16:4 توسط عاشق
|


